"احسان علیخانی، مهمترین کار خود را در جشنواره جامجم، مدیریت زمان دانست" (+)
دیشب شبکه سه، جشنواره جام جم را زنده پخش میکرد. ظاهراً از حوالی ساعت شش بعد ازظهر برنامه شروع شده بود و تا ساعت پانزده دقیقه بامداد ادامه داشت! قرار نبود ماجرا این قدر طولانی شود. اما شد! در طول مراسم، مرتب زیرنویس میشد که سریال آوای باران بعد از مراسم پخش خواهد شد. حتی حوالی ساعت ده زیرنویس شد که مسابقه فوتبال رأس ساعت 24 پخش خواهد شد. اما هرچه جلوتر رفتیم مدیریت زمان آقای مجری، رنگ خود را از دست داد و سر آخر دو مجری شاد و خندان داخل استودیو که حسرت عدم حضور در مراسم بر دل داشتند، براحتی اعلام کردند که سریال مذکور روز شنبه پخش میشود و فوتبال هم با از دست رفتن دقایق اولیه آن، نمایش داده خواهد شد.
و این هم از حاصل مهمترین کار احسان علیخانی در مدیریت زمان که چند بار هم لوح و نشان به خود اهدا کرد.
اما درسهای این سوء مدیریت:
- تلویزیون شش ساعت تمام را صرف پخش یک جشنواره داخلی کرد و معلوم نبود حاصل آن، چه ارزش افزودهای برای مخاطب دارد. صحبتهای صنفی و سازمانی و متلک به دولت نظیر دریافت بودجه از دولت- برغم درآمدهای تبلیغات سرسامآور- کاربردی برای مخاطب دائمی آن ساعتها نداشت و اگر نگوییم سبب خشم مخاطب شد، حاصلی جز رو آوردن به کانالهای دیگر نداشت. ارزش توسط گیرنده تعریف میشود؛ نه ارائه کننده. به قول آقا شکیب سریال آوای باران: این رو بفهم!
- اطاله وقت و بازی با مفهوم مدیریت زمان، بدترین جفایی است که میتوان در ترویج مدیریت زمان کرد. آن هم در کشوری که به شدت از سوءمدیریت زمان در عذاب است و صداو سیما به مثابه دانشگاه باید آن را بیاموزد! همگان باید روش اداره زمان را از تلویزیون میآموختند که چگونه ظرف حداکثر سه ساعت، یک مراسم تکراری را میتوان برگزار کرد. رها کردن نظم و اسیر دامهای زمان شدن، حاکی از فقدان فهم برنامهریزی است. براستی آیا نمیشد از منادیان تنظیم کنداکتور، انتظار تخمین درست با حداکثر پنج درصد خطا را داشت؟ آیا نمیشد با یک روز تأخیر خلاصه دو ساعته از این مراسم را اکران کرد؟
- درج زیرنویس مکرر و دادن یک وعده محکم به بینندگان و سپس زیرپا گذاشتن آن، بیشک سبب القاء خلفوعده و عدم وفای به عهد به مردمی میشود که اغلب آنها در سنین زیر بیست سال هستند و این گونه میآموزند که میتوان براحتی جماعتی را سر کار گذاشت و وعده دروغ به ایشان داد. سهل انگاشتن یک عمل ناصواب، حقالناس را زیر سؤال میبرد و آثار آن در رفتارهای مردمان هویدا میگردد. موضوعات انسانی زیرپوستی شکل میگیرد و اگر علل و ریشهها را بررسی کنیم به همین چیزها میرسیم.
- سخنران اصلی اینگونه شروع کرد که به جهت ضیق وقت، از دو مطلبی که میخواست بگوید فقط یکی را خواهد گفت. اما سخنرانی، شاید نزدیک به یک ساعت طول کشید! میگویند مدیران سازمان باید الگو باشند؛ الگوی مدیریت زمان، وفای به عهد، احترام به مخاطب، اعتمادسازی و ... . اگر مدیران، متعهد به ویژگیهای یاد شده نباشند، دیگر چه انتظاری از پیروان میتوان داشت.
من بیآنکه قصد بزرگ انگاری داشته باشم، خواستم نشان دهم چگونه میشود که صدا و سیما بینندهاش را از دست میدهد و چگونه اخلاق نادرست، به آرامی نزد عدهای ترویج میشود... به قول و قرارهایمان متعهد باشیم. به مشتری و فهم او احترام بگذاریم؛ چه دو سال سن داشته باشد، چه نود سال. با ذره ذره رفتار خود، نشان دهیم که به ارزشهای متعالی پایبندیم. نشان دهیم که چقدر در برنامهریزی هوشمند عمل میکنیم و خود را به قضا و قدر نسپردهایم. نشان دهیم که پیشبینیپذیر هستیم و اگر به هر دلیل ناگزیر از پخش یک برنامه طویل هستیم، از یکی دو روز قبل، مردم را آگاه کردهایم.