استاد گرامی آقای دکتر معمارزاده در مطلبی تمثیلوار وضعیت سازمانها و مدیران کشور را بررسی کردهاند و به اشتهای نسنجیده برخی سازمانها در دستچین کردن مفاهیم و ایدههای نوین مدیریت تاختهاند. چون من این یادداشت را با حال و هوای نوشتههایم در چند ماه اخیر متناسب یافتم، در اینجا به ذکر بخشهایی از آن میپردازم. متن کامل را می توانید در اینجا مطالعه کنید.
استاد یادداشت خود را با یادآوری یک جمله از مقدمه قانون اساسی کشور شروع کردهاند:
... بدین جهت بوروكراسي كه زایيده و حاصل حاكميتهاي طاغوتي است، به شدت طرد خواهد شد تا نظام اجرایي با كارایي و سرعت بیشتر در اجراي تعهدات اداري پدید آيد.
و بعد پرسیدهاند:
آیا آنچه امروز داریم، همان نظام اجرایی با کارآیی بیشتر است یا اینکه با پدیدهای متفاوت روبهرو هستیم؟
در ادامه با چاشنی طنز به نمونههایی از وجوه تشابه بین بوروکراسی به عنوان یک سیستم اجتماعی و زرافه پرداختهاند که خواندنی است.
زرافه قدی بلند، ولی بی قواره دارد. همیشه سر به بالا دارد. به آسانی نمیتواند از آنچه در زمین و زیر پایش میگذرد آگاه شود. به همین دلیل اگر لطمهای ببیند از زمین است. زرافه نمیتواند از علفهای سطح زمین تغذیه کند، در نتیجه علاقه بسیاری به خوردن سرشاخههای درختان، به ویژه درختان جوان و در رأس آنها اقاقیا، دارد. به این ترتیب مانع رشد درختان میشود و لطمات زیادی به محیط زیست و طبیعت میزند. سخت ترین کار برای او خوردن آب است و به سختی این کار را انجام میدهد.
سپس چند سؤال را مطرح کردهاند:
آیا میتوان مصداق و ویژگیهای زرافه را در نظامهای امروزی پیدا کرد؟ اگر بخواهیم شبیه آن را در سازمان جستجو کنیم، چه چیزی بیشترین شباهت را به آن دارد؟ آیا بین این حیوان شگفت انگیز و مدیریت شباهتهای بسیاری دیده نمیشود؟ مدیریت به ویژه اگر در سطح کلان باشد و منظور اداره امور کشورها و دستگاههای دولتی باشد، آیا این شباهت بیشتر نیست؟
و حالا شاهد شاه بیت سخن ایشان هستیم: