شرح شغل به عنوان یکی از مهمترین خروجی‌های فرایند تجزیه و تحلیل شغل، سندی مهجور است که اغلب با صرف هزینه قابل توجه توسط مشاوران تهیه می‌شود؛ اما هنوز جوهر قلم مشاوران خشک نشده، رنگ می‌بازد و با بدبینی ذینفعان مواجه می‌شود و در عمل هم چندان دردی را درمان نمی‌کند.

آنچه باید به آن توجه کرد این است که شرح شغل باید سندی زنده و پویا باشد و علاوه بر فراهم کردن زمینه درک نقش فرد در سازمان، همچون یک منبع تغذیه قوی، فرایندهایی نظیر جذب و استخدام، تعیین نیازهای آموزشی و ارزیابی عملکرد را پوشش دهد. اما حتی در سازمان‌های پیشروی ما، این فرایندها قادر به بهره‌مندی نظام‌مند از شرح مشاغل نیستند: جذب‌ها با عدم درک صواب از ظرف و مظروف اتفاق می‌افتند، آموزش‌ها تحت تأثیر مدگرایی و آنچه در بازار عرضه می‌شود ساماندهی می‌گردند و ارزیابی‌ها هر چیزی را هدف قرار می‌دهند، الا انتظار اصیلی که از شاغل می‌رود.

امروز با خود فکر می‌کردم ما آدم‌ها هم دارای شرح شغلیم و آن در اصل شرح مأموریت ما در این جهان است. اگر شرح مأموریت خویش را با توجه به چشم‌اندازی که برای خودمان با هر باوری متصوریم، خوب تعریف کنیم، خواهیم توانست قدم‌های جدی برای دستیابی به نتایجی ارزشمند برداریم. اما هرگاه در زندگی شرح مأموریتمان مشخص نباشد و به فراخور مراحل مختلف زندگی به روز نباشد، راه را اشتباه می‌رویم و به ندرت به نتایج دلخواه می‌رسیم.

همچون آدم‌ها، سازمان‌ها هم باید بکوشند شرح شغل‌های هوشمندانه برای خود تعریف کنند و بجای تزیین بی‌ثمر آن برای جای دادن در قفسه‌ها یا راهروهای اینترانت، راهنمایی روزآمد و پویا پیش روی کارکنان و واحدهای مسئول قرار دهند.