آنجا که سخن باز میماند
این روزها که داشتم به پست جدید وبلاگ فکر میکردم، دستم به نوشتن نرفت. یاد هفت هشت سال پیش افتادم که در ساپکو بودم و طبق رویه سازمانی جدید، ملزم به ارائه پیشنهاد در نظام پیشنهادها شده بودیم. مدیرم در جلسهای که بهمنظور پیدا کردن راههایی برای پیشنهاد دادن کارکنان دپارتمان گذاشته بود گفت: واقعاً من دلیل این اصرار آقایان را اصلاً نمیفهمم. پیشنهاد دادن که با اجبار و زور نمی شود. اصلاً من پیشنهادم نمی آد! چه کار کنم؟!
حالا من هم در نوشتن مطلب جدید مرددم. ایدهای به ذهنم رسید! میگویند آنجا که سخن باز میماند موسیقی آغاز میشود. شاید اگر وقت شود بخش موسیقی را بتوانم به این وبلاگ اضافه کنم! پس عجالتاً یک قطعه بیکلام بشنویم از عمر اکرم در سبک عصر نو به نام پژواک عشق! (+)
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ساعت 17
توسط افشین دبیری
|
مرد آنگه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که پهنای کار چیست...