در مدیریت دانش - که دوستان خوب وبلاگ مدیریت دانش به تفصیل مباحث ارزشمندی درباره ی آن می نویسند - موضوعی به نام «دانش آفرینی» مطرح است. دانش آفرینی شامل دو قسمت است. امروز می خواهم راجع به «دانش کسب شده» بنویسم اما فراموش نکنیم به همان اندازه که «دانش کسب شده» به وسیله ی شرکت مورد توجه است «دانش خلق شده» توسط شرکت هم مدنظر می باشد.
دانش کسب شده حتماْ نباید دانشی تازه خلق شده در جهان باشد، بلکه ممکن است فقط برای سازمان دانشی نو به شمار آید. شرکت نفت بریتانیا، جایزه ی «بهترین دزد سال» را به کسی می دهد که بهترین نظرات و عقاید را برای توسعه ی کاربردی شرکت «سرقت» کرده باشد. کارکنان کلیدی شرکت دریافته اند که تازگی دانش به اندازه ی کاربردی و مفید بودن آن مهم نیست. شرکت «تگزاس اینسترومنت» جایزه ی «اینجا خلق نشده، ولی به هرحال انجامش دادم» را برای کسی درنظر گرفته که روش کاری مفیدی را از داخل یا خارج شرکت اخذ کرده و به کار گیرد.
حال ضرب المثل اسپانیایی «دزدی خوب نیمی از کار است» ایده ی مطرح شده را به خوبی توصیف می کند! شرکت دانش محور در هر زمان و مکانی که به دانش نیاز دارد به جستجوی آن می رود و دانش را فقط به خاطر اینکه دارای ارزش ذاتی است پی جویی نمی کند.