منابع طبیعی و بحران خشکسالی
چندی پیش آقای مهندس بیژن زنگنه در شبکه پنج گفت و شنودی داشتند و در اثناء صحبت، نزدیک به مضمون، اشاره داشتند به اینکه ترجیح میدهند وقت بیشتری در فعالیتهای جامعه و زیست محیطی بگذرانند؛ چیزی که در دوران وزارت به آن کم توجه بودند. این قابل تحسین است، بویژه وقتی بهدور از هیاهوی بیحاصل سایتهای خبری و صدا و سیما، خبرهای دقیقتری را دنبال کنیم و متوجه شویم که خشکسالی بزرگی کشور ما را تهدید میکند و صدای پای آن هر لحظه بلندتر میشود.
هرچند در این وبلاگ از منابع انسانی بیشتر مینویسم، اما این بار میخواهم از منابع طبیعی بنویسم. بخش تحقیقات اقلیمی ناسا بر اساس نتایج تحقیق چند ساله برای مدلسازی دورههای اقلیمی، پیشبینی کرده کره زمین در سه تا چهار دهه پیشرو، با تغییر نظام بارش مواجه شود. درنتیجه از بارش در مناطق خشک کاسته شده و به بارش در مناطق مرطوب افزوده خواهد شد... مناطق خشک کنونی خشکتر میشوند، بیابانها پیشتر میروند و مناطق استوایی پربارش تر خواهند شد. این تغییر در برخی مناطق شدیدتر و اثرگذارتر خواهد بود. ایران کشوری است که در این گزارش دو بار از آن یاد شده است، به عنوان یکی از کشورهایی که در پیشانی این قهقرای مرگبار اقلیمی قرار دارد.
خطر جدی است! اما در کشور ما جز توصیههای بیخاصیت اتفاقی برای صرفهجویی آب خبری نیست. دیروز که حین رانندگی داشتم به این موضوع فکر میکردم چند بار ماشینم توسط آبپاشهای ناتنظیم (!) چمنهای حاشیه بزرگراهها خیس شد. امروز در اوج گرمای ظهر، کارگری را دیدم که چمنهای کذایی را سیراب میکرد و این دو، صحنههای به دفعات مکرری است. کودک که بودم، مهندس کشاورزی همسایه به همگان آموخت که بهترین وقت آبیاری باغچهها شب است، تا هم آب بخار نشود و هم گیاهان با آرامش بیشتری سیراب شوند و دچار آفت نشوند. گویی در شهر مدرن ما این آموزش هنوز رخ نداده است. هرچند آن آبهای مورد استفاده تصفیه نشدهاند؛ اما به هرحال آب هستند و از زیر زمین برداشت میشوند.
روزگاری آن طرفتر، دریاچههای کوچک و بزرگی قرارداشت و معروفترین آنها دریاچه ارومیه بود که بیرحمانه توسط مسئولان و مردم خشکانده شد. همیشه فکر میکنم کسانی که کوهها را کندند و در آن دریاچه آرام و بیآزار خالی کردند و به خیال موهوم خود، راه تبریز و ارومیه را ساعتی کوتاه کردند؛ کشاورزانی که سرمست وامهای بادآورده، با حفر چاههای عمیق بیحساب و کتاب، سفرههای زیرزمینی را از بین بردند و نمایندگانی که برای خود شیرینی، سدهای متعددی را روی روخانههای بیجان کشیدند، همه و همه با عقوبت اندیشه و عمل خود چه خواهند کرد؟
وقتی منابع طبیعی رو به زوال باشد، منابع انسانی، هرچه قدر هم که مهم باشد اولویتی ندارد. روزهای بحران نزدیک است. اما گویی فعلاً دریاچه چیتگر را عشق است...
مرد آنگه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که پهنای کار چیست...