آسیبهای پیدا و پنهان منابع انسانی نالایق
به خاطر میخی نعلی افتاد. به خاطر نعلی اسبی افتاد. به خاطر اسبی سواری افتاد. به خاطر سواری جنگی شکست خورد. به خاطر شکستی مملکتی نابود شد و همه اینها به خاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود.
به خاطر عدم تشخیص یک مسأله نه چندان پیچیده توسط امدادگر موساکو (!)، اتومبیلی آب و روغن قاطی کرد! به خاطر درک اشتباه ایراد در واشر درسوپاپ بجای واشرسرسیلندر توسط یک آدم مجاز دیگر، موتور به شدت جوش آورد! به خاطر عدم مهارت کافی عاملیت مجاز موساکو، بیش از دو میلیون تومان الکی هزینه شد، بیش از چهل روز تلف گردید و همه اینها به خاطر امدادگر نالایق روز اول بود.
واقعاً مصیبت ما در زندگی روزمره این است که هیچ کس مهارت کافی در کاری که تابلوی آن را بالای سرش زده است ندارد. حاشیهها آن قدر ما را احاطه کردهاند که پرداختن به اصل فراموش شده و انواع هزینهها از مالی و جانی و زمان را باید خرج کنیم تا وضع موجود را حفظ کنیم. اگر استخدام آن امدادگر درست انجام میشد، اگر آموزش او درست بود و اگر ارزیابی عملکردش درست صورت میگرفت، ما الان شده بودیم آلمان! که نمونهای برتر در خدمت رسانی خودرو است.
چند نکته:
-
من به نام تجاری آن تضمین کننده مشهور خدمات اعتماد کردم و این همه بلا سرم آمد. کلاً بهتر است به چیزی اعتماد نکنیم.
-
همین شرکت پیشگام در رضایت مشتری، خبر ندارد که تابلوهای بزرگ غیرمجازی با امضای "عاملیت مجاز" ایشان بالای سر مغازههای فراوانی در خیابانها نصب شده است. بدتر آنکه هرگونه ارتباط با ایشان را تکذیب میکنند! به نظرم مدیران موساکو باید قراردادی با یک گروه متخصص چشم پزشکی ببندند تا قوه باصره منابع انسانی این شرکت تقویت شود. واحد پدر نیز در این زمینه کمکاری کرده و باید در معاینات ادواری سال 92 چکاپ بینایی را بطور ویژه در دستور کار قرار دهد.
-
ساختار شغلی و کارراهه امدادگران زحمتکش موساکو بهتر است به شیوه نوین تغییر کند و در آموزش ایشان تجدید نظر شود. در غیر این صورت واژه مأنوس تر گمراه گر، جایگزین امدادگر شود تا مردم درک بهتری از مدل کسب و کار ایشان بدست آورند.
مرد آنگه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که پهنای کار چیست...