در روزهای تعطیلات سال نو معمولاً آدم وسوسه می‌شود کمی درباره عملکرد خود در سالی که گذشت بیاندیشد. بسته به اینکه نظام ارزشی شما چه باشد ممکن است جملاتی شبیه به اینها را بتوان فهرست کرد:

  •  سال گذشته توانستم لبخند امید بر لبان ده نفر بنشانم.
  •  اتومبیل خود را به یک مدل بهتر تبدیل کردم.
  •  دو مهمانی بزرگ در سطح بزرگان فامیل برگزار کردم.
  •  یک مقاله علمی پژوهشی نوشتم.
  •  چند مطلب برای مجلات داخلی شرکتها نوشتم که چاپ شدند و مورد استقبال قرار گرفتند.
  •  در محل کار، مؤثرتر بودم و موجب حرکت‌های روبه جلو شدم.
  •  یک پیشنهاد کلیدی در شرکت مطرح کردم که مدیران ارشد را بسیار غافلگیر و خوشحال کرد.
  •  تعارض دیرینه با یکی از رفقا را ازطریق گفتگو بالاخره حل کردم و روابط خوبی بینمان حاکم شد.
  •  روز مادر را توانستم مرخصی بگیرم و با مادر و برادرم خصوصی نشستیم و یک دل سیر از مهربانی‌های مادرم گفتیم.

تا اینجا با مدد ذهن احتمالاً موارد مهم استخراج و روی کاغذ پیاده شده‌اند. همین هم حرکت خوبی است؛ هرچند کافی نیست. به هر حال، سال جدیدی در پیش است. چه باید کرد؟ آیا به همین شکل بهتر است ادامه دهیم و دوباره در تعطیلات سال نو بعدی به فهرست کردن نکات کلیدی عملکرد خود بپردازیم؟

یک ایده مناسب این است که براساس رخدادهای سال گذشته و آرزوهای پیش روی خود، انتظاراتی را برای سال جدید تعیین کنیم. بسته به تعلق خاطر شخصی، نوع بیان انتظارات بدون شک متفاوت خواهد بود. مثلا ًاگر شما فردی هستید که با زبان آمار دوست دارید حرف بزنید، ممکن است چیزهایی شبیه موارد زیر را به عنوان انتظار از خود معین کنید:

  •  در سال جدید ثروت خود را باید 25% افزایش دهم.
  •  می‌خواهم دفعات بیمار شدن خود را با رعایت بهداشت و ورزش کردن منظم، به صفر نزدیک کنم.
  •  رضایت همسر و فرزندم از زندگی را باید 20% افزایش دهم.
  •  روزی حداقل یک ساعت مطالعه مؤثر لازم است داشته باشم.
  •  حتماً سرعت اجرای پروژه های کاری را با حذف امور کم اهمیت 40% افزایش دهم.

همین‌ها توافق شما با خودتان برای دستیابی به اهداف سطح بالاتر در سال جدید است و حتی در همین سطح موجب اثربخشی بیشتر تلاش‌ها و کوشش‌های شما خواهد شد. تعیین اینها به عنوان هدف، سبب خواهد شد که به دنبال هرگونه نیاز تکمیلی برای دستیابی به آنها باشید. مثلاً یاد گرفتن یک تکنیک، ایجاد یک ارتباط نو، بازنگری در رفتار شخصی و نگرش‌ها. فنونی مانند طرح سؤالات خوب، خودشناسی، خودارزیابی و همچنین مربی‌گری و بازخور و ... همگی در این چارچوب معنایی نو پیدا می‌کنند.

حال، اینکه چگونه ایده ارائه شده را می‌توان در سازمان برای بهبود مدیریت عملکرد کارکنان بکار گرفت، معمای چندان پیچیده‌ای نیست، هست؟!