تبليغاتX
مديريت منابع انساني


مديريت منابع انساني

Afshin Dabiri's Blog About HR Profession





















نوشته شده در 87/12/24ساعت 22 توسط افشین دبیری|

تا چشم بهم زديم سالي دگر گذشت و اميدي دگر گذشت. اين ده روز هم خواهد گذشت و سال نو و برگ ديگري از دفتر عمر فراخواهد رسيد.

يك سال ديگر هم از منابع انساني گفتيم و نوشتيم. امسال هم اندكي بر بستن اين دفتر وسوسه شدم؛ اما نقل قولي كه استاد گرامي آقاي دكتر خاكي از كازانتزاكيس داشتند قوت قلبي بر ادامه راه بود: مي‌نگارم تا دلم را شعله‌ور، شجاع و بي‌قرار نگه دارم. در دلم همه‌ي آشوب‌ها و تضادها و غم‌ها و شادي‌هاي زندگي را احساس مي‌كنم؛ اما مي‌كوشم تا آنها را مطيع آهنگي برتر سازم، برتر از آهنگ عقل و حماسي تر از آهنگ دل.

دور نيست تير ماه سال ۱۳۸۸ كه موسم تولد است و پنج سالگي اين وبلاگ را بايد به جشن بنشينيم.

مروري دارم بر آنچه امسال نوشتم. از ضرورت توجه به نوآوري و شكوفايي شروع كردم و به نقش واحدهاي منابع انساني اشارتي داشتم. با برخي نوشته هاي انتقادي، تلاش كردم كه نشان دهم انجام دادن بد برخي ايده‌هاي خوب، پايه‌هاي خوشنامي واحدهاي منابع انساني را سست مي‌كند. مثلاً آزمون شخصيت را در قياس با آزمون‌هاي استعداد به نقد نشستيم و نظرات خوب دوستان را هم شنيديم. ارديبهشت بود كه به اين نتيجه رسيدم بايد در حركت هاي پايين به بالا كمي آهسته حركت كرد. جان كلام اين بود كه مديريت سازمان بايد مشتري ايده هاي نوين منابع انساني باشد؛ وگرنه هر حركتي در ميانه راه متوقف خواهد شد. به قول محمد صالح علا "آسمان سينه‌ام را چون شمايي مشتري است/ باز كن دكان كه وقت عاشقي است".

خرداد ماه بود كه يادداشتي در مورد توجه عجيب جامعه به القاب و عناوين به ويژه «دكتر» ها نوشتم. من البته نمي‌دانستم كه قرار است چند ماه ديگر جامعه پر بشود از شوخي با دكترهاي جعلي و اندكي از اين ميل ولو موقت كاهش يابد و مردم نیز از فقط جدی گرفتن حرف دکترها عقب نشینی کنند. در همين ماه يافته‌هاي يك نظرسنجي كوچك وبلاگي، گلايه‌هاي همقطاران را از حضور افراد غيرحرفه‌اي در منابع انساني عيان كرد. به همين انگيزه، از ضرورت حرفه‌اي شدن منابع انساني نوشتم و بر ارزش‌آفرين شدن واحدهاي منابع انساني تأكيدي دوباره كردم.

تابستان داغ گذشته را «از منابع انساني تا استعداد» شروع كردم كه بازتاب خوبي در دنياي مجازي داشت. آنگاه در يك مصاحبه با ايسنا بر نقش وبلاگ هاي تخصصي تأكيد داشتم و از كمتر درگير بودن متخصصين در وبلاگستان گلايه كردم. كمي بعد شاهد برگزاري كنفرانس چهارم توسعه منابع انساني بوديم كه بهبود مستمر را در آن مي‌شد ديد. سخنراني‌ها بهتر شده بود و چهره‌هاي تازه نفس فرصتي براي ارائه يافته بودند. طي نقدي، از خوبي، بدي و زشتي ارزيابي 360 درجه گفتم كه مدتي است بدون توجه به اصل موضوع، يك ژست مديريتي شده و در همين احوال بود كه خاموشي هاي مستمر آن ايام يك مطلب خوب را از من ربود و ديگر حاضر به نوشتن دوباره آن ایده نشدم!

مهر ماه بود كه به دوگانگي جوايز تعالي منابع انساني توجه كردم و آرزوي يكپارچگي آنها را كردم كه البته عبث بود! هر دو گويا بطور تدريجي در حركت هستند. متوليانش، يكي مراسمي برگزار كرد و ديگر ثبت‌نام داوطلبان مسابقه را. در مطلبی دیگر كه آن را هنوز هم دوست دارم از مديريت اتوبوسي نوشتم و اين سؤال را مطرح كردم كه با اين اتوبوس تا كجا بايد سفر كرد، تا كجا بايد گذر كرد؟

زمستان آمد و به عنوان موضوعي براي تمام فصول از استخدام كارشناسان خبره منابع انساني صحبت كردم و نگراني‌هايي را يادآور شدم كه براي كشف و جذب استعدادهاي خوب منابع انساني در كسوت كارشناسان وجود دارد. مطلب ديگري كه بحث برانگيز بود، تقابل و دوستي با آنتي اچ آرها بود كه سلسله مباحث بعدي را با خود آورد كه هنوز هم ادامه دارد!

نرم نرمك مي رسد اينك بهار. براي خوانندگان اين وبلاگ آرزوي سالي خوش دارم و اميدوارم فرصت‌هاي بيشتري براي همراهي و با هم بودن فراهم شود.

نوشته شده در 87/12/18ساعت 15 توسط افشین دبیری| |

مي‌بينيد چقدر كار پيچيده‌اي است؟!

نوشته شده در 87/12/07ساعت 17 توسط افشین دبیری| |


Design By : Night Skin