تبليغاتX
مديريت منابع انساني


مديريت منابع انساني

Afshin Dabiri's Blog About HR Profession





















گفت و گوهايي كه در دو سه هفته گذشته با بعضي دوستان پيرامون چند نوشته‌ي اخير وبلاگ داشتم، ضرورت توضيح بيشتر مطالب را متذكر شد كه در اين پست به برخي اشاره مي‌كنم.

مباحث و نقدهايي كه در 10 سال اخير پيرامون ضرورت بازانديشي در جايگاه واحدهاي منابع انساني رخ داده، جملگي ناظر بر اين موضوع است که بايد به نقش نوين اين واحدها توجه شود. اين يك تغيير بنيادين است و ازاينرو كار ساده‌اي نيست. موضوع عوض كردن نام‌ها و نشانه‌ها نيست؛ موضوع فقط تغيير آدم‌ها هم نيست. حتي قضيه به بهبود محتوا هم محدود نمي‌شود!

تغيير اسم هرچند به عنوان محرك چيز بدي نيست، اما آدرس دادن اشتباهي است. به بيان ديگر، افزودن متغير ديگري به معادله‌ي پيچيده‌ي منابع انساني است! در سازمان‌هاي عريض و طويل بسياري عنوان «منابع انساني» نظرها را به خود جلب مي‌كند؛ اما وقتي سراغ دستاوردها مي‌رويم چيزي جز فهرستي از كارهاي خدماتي و اداري- كه البته لازم است- برجاي نمي‌ماند. سال گذشته دوستي براي پست مدير منابع انساني مصاحبه شد. وقتي نتيجه را از او پرسيدم گفت: به توافق نرسيديم، چون يكي از انتظارات آنها اين بود كه بتوانم طرح مسكن كاركنان را سر و سامان دهم و من اين‌كاره نبودم!

در زمينه‌ي پيشرفت محتوا اوضاع بهتر از تغيير نام نيست. يكي از حيرت‌آورترين صحنه‌هاي زندگي حرفه‌اي‌ام زماني رخ داد كه در يك شركت معتبر گانت چارت پروژه «استراتژي منابع انساني» را ديدم. سه «عبارت» در آن فرم نوشته شده بود: درج آگهي استخدام در روزنامه هاي كثيرالانتشار، جمع‌آوري آگهي‌ها، استخدام نيرو. و ديگر هيچ! به نظر شما چه چيز ديگري در فهرست فعاليت‌هاي اين پروژه بايد اضافه شود؟!

گويا هنوز هم آموزش روسپيدتر از ساير كاركردهاي منابع انساني است؛ اما در يك واحد آموزش نمونه، آموزش‌هاي روتيني را مي‌يابيم كه معلوم نيست چه ارزشي براي سازمان خلق كرده‌اند. گويي سازمان كار مي‌كند تا عده اي بر درازاي روزمه‌ي خود بیافزايند! اين رخداد به‌تدريج سبب كم شدن اعتبار و اثربخشي استراتژيك واحد منابع انساني مي‌شود.

شايد فايلي را ديده باشيد كه چند وقت پيش دست به دست مي‌چرخيد و در آن با بازي با اعداد به اين نتيجه مي‌رسيد كه ارزش تغيير نگرش دقيقاً 100 درصد است. اصل مهم همين نگرش و طرز فكر است. تجربه نشان مي‌دهد بهترين متخصصان منابع انساني اگر مورد حمايت سازمان خود قرار نگيرند، قادر به جابجايي يك قلوه‌سنگ هم نيستند! وقتي نگرش حاكم بر سازمان هنوز نتوانسته با ارزش آفريني منابع انساني سازگار شود و آن را به حريم خصوصي خود راه دهد، بديهي است كه تلاش‌هاي دفاع از رويكردهاي نو راه به جايي نخواهد برد. در سازمان‌هاي ما، تضاد رويكردهاي مكانيكي و ارگانيكي، به نفع رويكردهاي مكانيكي، هنوز پابرجا است و آشكار است كه در اين شرايط نمي‌توان از نگرش‌هاي نويني كه البته براي جا افتادن نيازمند حمايت هستند انتظار معجزه داشت.

نوشته شده در 87/11/19ساعت 18 توسط افشین دبیری| |

تازه ترین اثر پیشوای منابع انسانی، دیو اولریش، و همکاران او که سال گذشته منتشر شد، توسط جناب آقای مسعود بینش و با همراهی صاحب این قلم ترجمه و به دست چاپ سپرده شده است. این کتاب بزودی در دسترس علاقه مندان قرار خواهد گرفت. در این اثر پژوهشی کم نظیر، نهیب‌های گزنده‌ای خطاب به متولیان منابع انسانی زده شده است که البته بنیان آن در کتاب طرح ارزش آفرینی منابع انسانی گذاشته شده بود. اما نکته تازه، توصیه‌هایی است به مدیران غیر منابع انسانی که آنان را به سعه صدر و همراهی با متولیان منابع انسانی دعوت می‌کند. آیا کسی از آن جماعت این توصیه‌ها را جدی خواهد گرفت؟

من احساس می‌کنم این مطلب ریشه‌هایی عمیق‌تر از آنچه فکر می‌کنیم دارد. چون علی‌القاعده مشکل از زبان شیرین فارسی نیست و واژه‌ها نیز چندان پیچیده نیستند! حتی بامزه این است که گاه سخنان برخی متولیان منابع انسانی توسط مدیران غیر منابع انسانی به صورت پیشنهاد (!) به خود آنها برگردانده و دیکته می‌شود. در این شرایط چه باید کرد؟ حضرت حافظ درست گرفته است: تا که از جانب معشوق نباشد کششي/ کوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد!

اما تا متهم به بدبینی و پخش کردن انرژی منفی و ایجاد حساسیت نشده‌ایم، بهتر است این رباعی مرحوم مجتبی کاشانی را زمزمه کنیم:

گل باش که همنشین عطار شوی/ زان پیش که همدم خس و خار شوی/ زحمت متراش و مژده رحمت باش/ پل باش به جای آنکه دیوار شوی...

نوشته شده در 87/11/09ساعت 21 توسط افشین دبیری| |


Design By : Night Skin