تبليغاتX
مديريت منابع انساني


مديريت منابع انساني

Afshin Dabiri's Blog About HR Profession





















در اهمیت کار تیمی سخن بسیار گفته اند. گوش همه ی ما پر است از اینکه ایرانی جماعت در کار تیمی ضعیف هستند. همیشه مثال هایی از فوتبال و کشتی در آستین مان موجود است تا حرف خود را به کرسی بنشانیم که دراین ناموفقیم و در آن موفق. البته هر وقت مصالحی در میان باشد در نفی و تأیید آن با مهارت شواهدی ارایه می کنیم. مثلاً در چند سال گذشته چند صباحی سوداگران شرکت های هرمی افکار مشمئز کننده ای در اثبات اینکه اگر منفعت همه در میان باشد ایرانی ها خیلی خوب کار تیمی بلد هستند بر زبان جاری کردند؛ که چون آفتی مرگبار تیشه بر ریشه ی فرهنگ این مرز و بوم زد. معضلات کار تیمی چنان آشکار است که نمی توان آنها را کتمان کرد.

اما براستی چرا ما در کار تیمی چندان موفق عمل نمی کنیم؟ شخصاً با تجربیاتی مواجه بوده و هستم که به دلیل قبول نداشتن یکدیگر، پیشرفت یک پروژه یا جوانه های لرزان یک ایده ی خوب را چنان به تیغ کینه و چشم تنگی قربانی می کنیم که حاصل آن جز درجا زدن و قهقرا چیزی نیست. چرا در سازمان های ما هیچکس، هیچکس را قبول ندارد؟ دلیل این همه عناد چیست؟ نمی دانم آیا پژوهشی در این زمینه صورت گرفته است؟

  • اعضای یک تیم موفق مشکل گشا هستند. آنها همواره در جستجوی راه حلی برای مشکلات و یا تحول هستند. «هنری فورد» می گوید: دنبال درد نگردید؛ درمان را پیدا کنید.
  • همچنین اعضای یک تیم موفق، جملگی شایسته و لایق هستند. آنها از هر تخصص و مرامی که باشند یک آرمان مشترک دارند: «تعالی جویی». «وینسنت لومباردی» می گوید: در هر زمینه ای که تلاش می ورزیم، کیفیت زندگی ما تابع مستقیم تعالی طلبی ماست. با قاطعیت می توان گفت در هر حرکت جمعی که عنصر تعالی طلب در میان جمع فروغی نداشته باشد، آن حرکت را فرجام خوشی نیست.

ویژگی های دیگر کارتیمی موفق را در این فایل مطالعه کنید.

 

نوشته شده در 86/06/29ساعت 23 توسط افشین دبیری| |

در پي تماس هاي مكرر كارمندان محترم و دانش آموزان عزيز پيرامون قدرداني از مطلب «انعطاف پذير كردن ساعات كار» كه زمينه ي كاهش بي سابقه‌ي ساعات كار ادارات و مدارس را در ماه مبارك رمضان فراهم آورد (!)، به اين وسيله ضمن عرض مراتب «قابلي نداشت» از مرکز ملی بهره‌وري ایران به جهت كارتراشي و فراهم كردن سوژه پيرامون بررسي علل افزايش یا كاهش بهره وري عذرخواهي مي شود.

 

نوشته شده در 86/06/20ساعت 8 توسط افشین دبیری| |

شما جزو كدام دسته هستيد؟ منضبط هاي پايبند هر نوع مقررات و ساعت كار يا افراد جوياي انعطاف پذیری در كار كردن؟

من خودم نوع دوم را ترجيح مي دهم و به آساني با نوع اول كنار نمي آيم. يادم است وقتي استاد درس منابع انساني در اين باره صحبت مي كرد گفت: سازمان، سربازخانه نيست كه همه موظف به «برپا» رأس ساعت شش صبح باشند. گو اينكه در سربازخانه هاي روزگار ما اين اظهارنظر شايد عجيب به نظر برسد.

اما واقعيت اين است كه چنانچه كار مستلزم حضور فيزيكي واجب نباشد، براستي چه اصراري بر حضور و كارت زدن در ساعت های سخت گیرانه است؟

در كارهاي فكري اساساً ملاك حضور مقداري فرد نيست، بلكه ارزش افزوده اي است كه او براي سازمان خلق می كند. اضافه كنيد مصيبت ترافيك اول صبح و دودهاي محترم برخاسته از مخازن اتوبوس ها و ميني بوس هاي تازه ساز و فسيل شده که هواي ساعت 5 تا 7 را به زيور سياهي مي آرايند.

اما اينكه مرا چه شد تا سخن از ساعات كار انعطاف پذير بگويم كتابي است كه با عنوان «ساعات شاد از 9 تا 5» مشاهده كردم. این كتاب با هدف افزايش شادي در محيط كار نوشته شده و مثال هاي متعدد و ديدگاه هاي متفاوتي در آن ارايه شده است.

همچنين این مقاله‌ي داغ و تازه را هم از دست ندهيد كه با عنوان: «انعطاف پذيري در محيط كار خوب است يا بد؟» حرف هاي متفاوت و جالبي زده است. مثلاً هيچ مي دانستيد كه آي بي ام در حال پياده سازي روش جديدي در تعطيلات كاركنان است؟ طبق اين روش جديد ملاك بهره مندی از تعطیلات پیشرفت كار است و طبق توافقي غيررسمي كارمند مي تواند در صورت برخورداري از عملكرد برتر از تعطيلات بيشتري برخوردار شود.

راستي، هر چند متأسفانه در این وبلاگ از «فراخوان» نتيجه ای نگرفته ام، ولي محض رضاي خدا از اين 100 نفري كه بطور متوسط روزانه به اين وبلاگ تشريف مي آورند، آيا كساني هستند كه تجربه اي در ساعات كار انعطاف پذير داشته باشند؟

لطفاً اشارتي بفرماييد تا بهره مند شويم.

 

نوشته شده در 86/06/13ساعت 18 توسط افشین دبیری| |

این مصاحبه را در اواسط مرداد با خبرگزاری ایسنا انجام دادم:

به اعتقاد يك وبلاگ نويس، پاسخ مناسب به «نيازهاي پنهان» در تعيين موفقيت يك وبلاگ از نظر جلب مخاطب بسيار مؤثر است.

افشين دبيري، نويسنده‌ي وبلاگ "مديريت منابع انساني" در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با ارائه تعريفي از وبلاگ، اظهار كرد: «وبلاگ، تارنما يا وب سايتي است كه در آن مطالبي به ترتيب تاريخي نوشته مي‌شود، به طوري كه نوشته‌هاي جديد بالاتر از نوشته‌هاي پيشين قرار گيرند. وبلاگ موضوعات متنوعي نظير خبرهاي محلي، غذايي، سياسي، ورزشي و يا حتي مطالب كاملاً شخصي را دربر مي‌گيرد. يك وبلاگ متعارف، معمولاً شامل متن، عكس و آدرس‌هاي پيوندي است كه امكان درج نظرات خوانندگان نيز در آن فراهم است».

وي در پاسخ به این پرسش که چه عواملي مي‌تواند مخاطبان گسترده‌اي را براي يك وبلاگ فراهم آورد گفت: «در موضوعات مختلف اعم از شعر و ادبيات، سياسي، اجتماعي، ورزشي، هنر و شاخه هاي مختلف آن و انواع رشته‌هاي تخصصي، موضوعات جذاب و مفيد و در عين حال كمتر توجه شده‌اي وجود دارد كه يك وبلاگ‌نويس مي‌تواند در آن گستره به فعاليت بپردازد و مخاطبان خاص خود را جذب كند».

وي افزود: «پرداختن به موضوعات عمومي كه هر فردي قادر به جمع آوري مطالب و نوشتن در آن باره است، در عصر انفجار اطلاعات راه به جايي نمي‌برد و مخاطبي را جلب نمي‌كند. به عنوان مثال نوشتن مطالب عمومي از ورزش فوتبال كه غالباً رسانه‌هاي مختلف خيلي كاملتر راجع به آن مي‌نويسند براي مخاطبان چندان جذابيتي ندارد؛ اما پرداختن به استعداهاي ذاتي بازيكنان تيم و پرداختن به پيشنهادهايي در خصوص شناسايي و پرورش استعداد نوجوانان و هدايت آنها در مسير حضور در تيم‌هاي حرفه‌يي كشور مي‌تواند موضوع جذابي باشد».

به گفته وي، عواملي نيز وجود دارند كه مي‌توانند موجب جلب مخاطب شوند؛ نظير اسم نويسنده‌ي وبلاگ كه مي‌تواند يك شخصيت خاص باشد، طراحي خاص وبلاگ، به روز شدن مرتب و امثال آن. همچنين، روح حاكم بر وبلاگ، كه مخاطب هوشمند به خوبي آن را تشخيص مي دهد، عامل مؤثري در تصميم مخاطب به مراجعات بعدي دارد.

دبيري يكي از مهمترين دلايل گرايش بيشتر خوانندگان به برخي وبلاگ‌هاي خاص در فضاي وبلاگستان را كم بودن تعداد مخاطبان تخصصي عنوان و تصريح كرد: «مخاطب تخصصي خواننده‌اي است كه به دنبال زمينه‌اي خاص است؛ و نه خواننده‌ي عمومي كه در حد كلان به هر چيزي علاقه نشان مي‌دهد. البته اين مشكل خاص ايران نيست و در كشورهاي ديگر هم وجود دارد. متأسفانه هنوز كساني كه در حرفه‌ها و رشته‌هاي مختلف هنري، علمي، ورزشي، اجتماعي و ... صاحب نظر هستند، ارتباط مناسبي با فناوري اطلاعات ندارند و به قول معروف سنتي عمل مي‌كنند».

وي افزود: «افراد بسياري وجود دارند كه به رغم موقعيت اجتماعي و مدرك تحصيلي بالا رغبت زيادي به مأنوس شدن با فضاي وبلاگستان ندارند. نتيجه اين مي‌شود كه طيف محدودي كه با وبلاگ‌ها سرو كار دارند غالباً سلايق عمومي دارند و به اقتضاي فرصت خود در پي سوژه‌هاي خاصي مانند خبرهاي روز و گلچين مطالب جالب هستند. به بيان ديگر، بخش وسيعي از مخاطبان بالقوه در صورت حضور منظم در فضاي مجازي قطعاً موجب بالنده شدن وبلاگ‌هاي ديگر و افزايش سطح مخاطبان آنها خواهند شد».

وي با اشاره به رايگان بودن اطلاعاتي كه يك وبلاگ‌نويس عرضه مي‌كند، گفت: «به دليل اينكه ارايه‌ي اطلاعات از سوي وبلاگ‌نويس بدون مزد مادي است، در برخي از مخاطبان اين شائبه به وجود مي‌آيد كه چه بسا مطالب اين وبلاگ‌ها چندان ارزشي نداشته باشد. به همين خاطر هنوز نمي‌توان ادعا كرد كه يك پژوهشگر به عنوان مرجع كار تحقيقي خود تمايلي به ذكر آدرس يك وبلاگ داشته باشد».

اين وبلاگ نويس گفت: «ازآنجا كه در فضاي اينترنت اصولاً مرز جغرافيايي معنا ندارد، نقش دنياي واقعي در جذب مخاطب چندان پر رنگ نيست. ممكن است يك فرد هرگز به هويت واقعي نويسنده‌ي يك وبلاگ پرخواننده پي نبرد و چهره‌ي او را نبيند. برعكس ممكن است وبلاگ فردي كه مثلاً هنرمند و محقق معروفي است و چهره و هويت او برهمگان آشكار است، چندان خواننده نداشته باشد

به عقيده وي، از منظر ارتباطات، عامل مهمي كه موجب جذب و ماندگاري مخاطب مي‌شود، حس اعتماد و صداقتي است كه مخاطب نسبت به وبلاگ پيدا مي‌كند. چنانچه در نوشته‌ها، به روزآوري، درج پيوندهاي ديگران و ساير گزينه‌هاي وبلاگ، مخاطب احساس اعتماد، صراحت و راستي كند، ارتباط خوبي با وبلاگ برقرار مي‌كند و با آن همراه مي‌شود؛ حتي اگر نويسنده چندان حرفه‌يي هم عمل نكند. برعكس اگر مخاطب حس كند كه نويسنده‌ي وبلاگ در كار خود فرد رو راستي نيست، دانسته‌هاي خود را پنهان مي كند و اهداف ديگري غير از وبلاگ نويسي دنبال مي كند، تمايل زيادي به برقراري رابطه با وي نخواهد داشت.

دبيري با تاكيد بر تاثير سايت‌هاي مرجع لينك دهنده به وبلاگ ها در جذب مخاطبان آن‌ها، گفت: «با توجه به نوپا بودن پديده‌ي وبلاگ نويسي، سايت هاي مرجع نقش مهمي در سازماندهي مخاطبان وبلاگ‌ها دارند.»

نوشته شده در 86/06/04ساعت 22 توسط افشین دبیری|


Design By : Night Skin