تبليغاتX
مديريت منابع انساني


مديريت منابع انساني

Afshin Dabiri's Blog About HR Profession





















1. «در بازی نبودن» واحدهای منابع انسانی قصه ای است جهانی. مشکل اینجاست که در سازمان های ما هنوز طرح این موضوع عجیب است و در واقع احساس نیازی به این گونه مباحث وجود ندارد. آیا این امر نشان دهنده ی فاصله ی ما با کشورهای توسعه یافته است؟ 

براي خروج واحدهاي منابع انساني از انزوا و درگير بودن‌شان در كارهاي روزمره، مقاله اي تحت عنوان  طراحي و توسعه «علم تصميم»: راهكار برون رفت واحدهاي منابع انساني از انزوا، در بهمن ماه گذشته در مجله صنعت خودرو به چاپ رساندم كه اميدوارم مورد توجه علاقه مندان قرار گيرد. متن كامل مقاله را از اینجا دريافت كنيد. همين شماره مجله صنعت خودرو، ويژه‌ي منابع انساني است و مقالات ديگري نيز در آن چاپ شده است. 

 

2. دوستان زيادي در مورد چگونگي تهيه‌ي كتاب «طرح ارزش آفريني منابع انساني» دچار مشكل شده‌اند. فعلاً تنها مکان معتبر جهت خريد آن، كتاب فروشي مؤسسه مطالعات بهره وري و منابع انساني است. تا جايي كه مي دانم كتاب در شبكه فروش كتاب- منظورم كتاب فروشي هاي ميدان انقلاب است- توزيع نشده است.

 

3. پيشاپيش؛ نوازشِ سبزِ بهار، شكوهِ شكوفه و خنده‌يِ گل‌رنگِ خورشيدِ بامداد بر شما مبارك باد.

 

 

نوشته شده در 85/12/22ساعت 13 توسط افشین دبیری| |

اول اینکه تعهد نشانه ای از مرام و معرفت است (!) و هر فردی که مدتی از عمر خود را در سازمانی صرف می کند، لازم است حداقل به نشانه‌ي سپاسگزاری، از چنين حسي نسبت به سازمان خود برخوردار باشد.

دوم اینکه گیریم از نوع عاطفی هیچ ارتباطی با سازمان حس نمی کنیم. پس احساس تکلیف‌مان چه می‌شود؟

سوم؛ از بابت حقوق و مزایا و امکانات و امتیازاتی که از طرف سازمان منتفع شده ایم، چه؟ هیچ فکر کرده ایم دلخوشی ها و رفاهی که در سایه‌ی بهره‌مندي منابع سازمان متبوع خود بدست آورده ایم در چه جایگاهی باید تحلیل شود؟

معمولاْ مخالفین معتقدند اين ما هستيم که بیشتر از سازمان طلبکاریم و این سازمان است که جوانی و عمر ما را دست مایه‌ی موفقیت های خود قرار داده است؛ پس «تعهد سازمانی» گزافه گویی است. به نظرم آنانکه تعهد سازمانی را بیهوده قلمداد می کنند در قضاوت خود منصف نیستند. زیرا اگر فردی به چنین حسی برسد، کار کردنش در آن سازمان جالب نيست.

درباره فوايد تعهد سازمانی سخن زيادي گفته شده است. در اينجا فقط به اين نكته‌ اشاره مي كنم كه طبق پژوهشي جديد، افراد دارای تعهد سازمانی بالا تمایل بیشتری به اشتراک گذاردن دانش خود دارند. آنها خستي در انتقال تجربيات خود ندارند و از اينكه سازمان راه خطاي آنها را دوباره تجربه كند ناخشنودند. ناگفته نماند كسي كه داراي ميزان بالايي از تعهد است در مراقبت از اطلاعات مهم سازمان اهتمام خاصي خواهد داشت.

فراموش نکنیم که پول و امکانات مالی و مادی بیش از حدی مشخص موجب برانگیختن افراد نمی شوند و این احساس تعهد است که همچون موتوری محرک عمل می کند.

چندی پیش یک "اس ام اس" که کوه ها و آب ها را درنوریده و در اقصی نقاط کشور موجب انبساط خاطر همگان شد، محصول یک شرکت خودروساز را هدف قرار داده بود. متأسفانه تا جايي كه مي‌دانم برخي از کارکنان صنعت خودرو در گسترش این پیام کوتاه، نقشی کلیدی داشتند. پرسش این است که هیچ آیا کسی از آنها به تعهد سازمانی خود اندیشید؟

 

نوشته شده در 85/12/21ساعت 14 توسط افشین دبیری| |

هر چند "اينجا ايران است" و ... ، اما مشكلات ارزيابي عملكرد، ايران و اروپا ندارد. تفاوت در اينجاست كه آنها درصدد پذيرش و رفع كاستي ها هستند و ما هنوز وقعي بر اين معضل اساسي نمی نهیم. واحدهاي منابع انسانی در كشور ما هنوز اصلي ترين دغدغه شان، گل كاري و بيل زدن و تهيه سرويس اياب و ذهاب و ناهار و شام پرسنل است و طبعاً در چنين فضايي فرصتي براي فكر كردن به اين گونه معضلات باقي نمي ماند. به هر حال احتمالاً شما چيزهايي بيشتري به فهرست اشتباهات سازمان ها در ارزيابي عملكرد كاركنان اضافه خواهيد كرد.

راستش، من تا به امروز كسي را نديده ام كه ادعا كند در اثر ارزيابي خوب عملكرد، توانسته با اشتیاق دروني عملكرد خود را اصلاح كند و قدم در راه توسعه ی فردی بگذارد. اگر شما سراغ داريد لطفاً "كامنت" بگذاريد. دليل آن، عملكرد ضعيف واحدهاي منابع انساني، نداشتن باور كافي در مديريت و همچنين كل افراد سازمان است که از نگرش غلط آنها به ارزيابي و مديريت عملكرد ناشي مي شود. وصل كردن پاداش به اين سيستم، سنگ زيرين نادرستي است كه ديوار را تا ثريا كج هدايت مي كند. توجه به فرهنگ سازماني شرط اول اصلاح اين نظام است.

شرح كامل هفت كار احمقانه اي را كه موجب پامال شدن نظام ارزيابي عملكرد مي‌شود، در اینجا مطالعه فرماييد. فعلاً خلاصه اي از آن را آماده كرده ام:

 

1.       تمركز و تأكيد بيش از حد بر فرم ها و مستندات كاغذي؛ هر آدم كند ذهني قادر به پر كردن فرم هاي مختلف است!

2.    استناد به فرم ارزشيابي عملكرد به عنوان دستاويزي در دعاوي كارگر و كارفرما؛ به نظر شما آيا دادگاه اين حرف را كه میزان تقصیر راننده در مقياس يك تا پنج، چهار بود مي پذيرد؟!

3.       استفاده از سيستم اتوماسيون؛ آنچه يك سيستم كاغذي را مخدوش مي كرد، سيستم اتوماسيون را هم تباه خواهد كرد!

4.       آموزش ناقص و يا غلط مديران در زمينه‌ي فرآيند ارزيابي؛ هميشه فرض بر اين است كه مديران مي دانند چه كنند، اما چنين نيست!

5.       عدم آموزش كاركنان در زمينه‌ي فرآيند ارزيابي؛ آنها بايد بدرستي درك كنند كه منظور از اين كارها چيست!

6.    همه را به يك چشم ديدن؛ آيا يك معلم بايد مانند سرايدار مدرسه ارزيابي شود؟! آيا داور بيسبال را بايد همچون بازيكن بيسبال ارزيابي كرد؟

7.       ايفاي نقش پليسي در ارزيابي؛ به جاي اين كارها همه از بالا به پايين، بايد ارزيابي كنند و ارزيابي شوند.

 

نوشته شده در 85/12/13ساعت 15 توسط افشین دبیری| |

در کتاب عادت هشتم، استفان كاوي مدل جالبی ارايه كرده است كه در عين سادگي بسياری از پرسش هاي موجود در مديريت منابع انساني را پاسخ مي دهد. براين اساس انسان كامل داراي چهار بعد است: جسم، ذهن، دل و روان. انسان كامل براي تكامل اين چهار بعد تلاش مي كند. كاربرد سازماني اين مدل زيباست:

  • جسم هر انساني خواهان حقوق و مزاياي منصفانه است.
  • ذهن هر انساني در سازمان فرياد مي زند: از من بطور خلاق استفاده كن.
  • دل در پي رفتار مهربان و توجه به عواطف است.
  • و روان خدمت به نيازهاي انساني به صورت اخلاقي را مي طلبد.

اگر هركدام از اين نيازها برآورده نشود وضعيت عدم تعادل پيش مي آيد و لاجرم آدمي ناگزير از نشان دادن واكنش است:

سركشي، از زير كار در رفتن، بدخواهي، زد و بند، افسردگي، فسيل شدن و ...

در عوض، انسان كامل در سازمان، با تمام وجود متعهد به كار است و با هيجاني خلاق منافع خود، سازمان و جامعه را تحقق مي بخشد.

 

نوشته شده در 85/12/08ساعت 14 توسط افشین دبیری| |


Design By : Night Skin