تبليغاتX
مديريت منابع انساني


مديريت منابع انساني

Afshin Dabiri's Blog About HR Profession





















ایام عید است. به همین بهانه تصویر زیر را که حکایت از کار تیمی در بعضی ممالک (!) دارد تقدیم شما می کنم. مطلب آینده ام راجع به توسعه ی سازمانی است که اوایل هفته ی آینده در دسترس خواهد بود. شاد زی مهر افزون!

 

نوشته شده در 84/10/28ساعت 13 توسط افشین دبیری| |

به نظرم از زمانی که "استعداد" و یا به تعبیری "هوشمندی" در علوم مدیریت کشور مورد توجه خاص قرار گرفت، عده ای از پژوهشگران نسل جدید دانش مدیریت منابع انسانی برآن شدند تا این توجه را از طریق استقرار آزمون استخدامی ادواری عینیت بخشند. ایده ی اصلی این بود که یک مرحله از مصاحبه های استخدامی که در آن داوطلب استخدام از فیلترهای عمومی و هوشمندی می گذرد، نه توسط سازمان ها، بلکه توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی انجام شود. این ایده در تاریخ 29/5/1380 به تصویب دولت رسید. اما در هفته ی گذشته توسط مجلس شورای اسلامی لغو و احتمالاً بعد از نظر شورای نگهبان به بایگانی تاریخ سپرده خواهد شد.

به طور کلی در آزمون استخدامی ادواری، به مقوله ی جذب منابع انسانی توجه علمی شده است. به قول برنامه ریزان آزمون، هدف کلی آزمون نظام مند کردن فرآيند جذب نيروي انساني دستگاه هاي اجرايي بوده است. در رجوعی که به آرشیو خود داشتم موارد زیر را برای آگاهی شما گلچین کردم:

 

اهداف آزمون:

·          رعایت عدالت استخدامی

·          تحقق شایسته سالاری و شايسته‌گزيني

·          حذف استخدام هاي خارج از فضاي رقابتي

·          انتخاب اصلح

·          بهبود كيفيت نيروي انسانی دستگاه هاي اجرايی

 

گروه هاي آزمايشي شغلی:

·          اداری

·          مالي

·          اجتماعی

·          آموزشي

·          فرهنگی و هنری

·          پزشكي

·          پيراپزشكي

·          کشاورزی و محیط زیست

·          فني‌ و مهندسي  و فرابري داده‌ها

·          طرح معلمان

 

توانمندی های مورد سنجش:

 

الف) توانمندی هاي‌ متقاضیان شامل:

·          معلومات دانش پايه    

·          توانائي‌‌های ذهنی

·          آزمون سرعت و دقت    

·          آزمون علائق، نگرشها و خصوصیات شخصیتی

ب) توانمندي‌های تخصصی شامل:

·          آزمون كتبي

·          مصاحبه تخصصی

·          آزمون عملی

ج) احراز صلاحيت‌هاي عمومي شامل:

·          سياسي

·          اعتقادي

·          اخلاقي

دو نکته ی آخر هم به قرار زیرند:

·          كسب حدنصاب نمره لازم براي داوطلبان جهت ورود به دستگاههاي اجرايي ضروري و به عنوان شرط لازم براي استخدام تلقي مي‌گردد.

·          ضمناً افرادي در اين آزمون پذيرفته مي شوند كه حد نصاب نمره لازم در نمرات كل، ميانگين دانش پايه و استعدادهاي ذهني  را كسب كنند.

 

اما آنچه که در عمل افتاد ظاهراً متفاوت بود. شخصاً کسانی را سراغ دارم که توانمندی علمی آنها محلی از اعراب ندارد. کارنامه ی دانشگاهی آنها نیز گواه این ادعا است، ولی در هر سه دوره ی آزمون ناکام ماندند. بعلاوه طیف گروه های آزمایشی ناهمگن بود و باعث نارضایتی شدید متقاضیان در محتوای پرسش ها شده بود. برخی پرسش های سیاسی به واقع نامربوط بود و من فردی را سراغ دارم که قربانی همین مسأله شد و به حد نصاب امتیاز نرسید. از سوی دیگر این آزمون دستاویزی برای تشدید رابطه بازی در سازمان ها شد و به راحتی افرادی که آشنا و پارتی نداشتند بیش از گذشته از فرصت های برابر استخدام بازماندند.

براستی چرا چنین می شود؟ من شکی ندارم که نیت بنیانگذاران این آزمون حرکت در جهت توسعه ی مفاهیم مدیریت منابع انسانی بوده است. ولی جای تأسف است که بعد از سه سال هدر دادن وقت و انرژی مردم شاهد امحاء و درحقیقت اعلام رسمی یک حرکت اشتباه می شویم. مشکل کجاست؟

 

نوشته شده در 84/10/24ساعت 22 توسط افشین دبیری| |

در جنگلی زرد به یک دوراهی رسیدم

اسفا که نمی توانستم هر دو را بروم

تنها یک رهرو بودم.

زمانی دراز ایستادم

و تا چشم کار می کرد، به یکی نگریستم

تا در خم بوته زارها ناپدید گشت.

 نگاهم را به دیگری دوختم

شاید برتری هایی داشت.

از علف و رستنی ها پوشیده بود،

هرچند رهگذران پیشین

به خوبی از آن بهره برده بودند.

 در آن بامداد، هر دو راه همانند

             برسینه ی برگ های لگد نخورده آرمیده...

نخستین را برای پیمودن یک روز دیگر برگزیدم!

اگر چه می دانستم که در پی هر راهی

راهی دیگر است و من امید بازگشت ندارم.

 با آه و افسوس این را بگویم:

از پس سال ها و سال ها که گذشته اند،

در جنگلی به دوراهی رسیدم و من

برگزیدم آن را که کمتر رهرو داشت...

تفاوت در همین بود

تفاوت در همین بود...

 

رابرت فراست، ۱۹۱۶، ترجمه ی دکتر رضایی نژاد

نوشته شده در 84/10/18ساعت 17 توسط افشین دبیری| |

دسته بندي مكاتب مديريت، دوره ي زماني، بنيانگذاران و علل پيدايش هركدام، مفاهيمي هستند كه در درك ما از سازمان و مديريت نقش قابل توجهي دارند. شايد در كتاب هاي مختلف دسته بندي هاي مشابهي ديده باشيد ولي به نظر من جدولي كه در ادامه ملاحظه مي كنيد به سادگي سير تكامل مکاتب مدیریت از «تيلور» گرفته تا «سنگه» را در طول زمان نشان مي دهد:

 

 

مكاتب مديريت

زمان

بنيانگذاران

علل پيدايش

كلاسيك

مديريت علمي

1900

تيلور، گيلبرت و فورد

نياز به توجه به عامل توليد انبوه بازارهاي منتظر محصول

اداريون

1920

فايول و فالت

نياز به توجه به عامل نظم و ترتيب

بوروكراسي

1920

وبر

نياز به توجه به عامل مستندسازي

نئو كلاسيك

رفتاري

1940

مونتزبرگ، مايو و مازلو

نياز به توجه به عامل انساني و رضايت نيروي انساني به جهت افزايش بهره وري

روابط انساني

1940

هرزبرگ، آلدرفر، مك كللند و آرجريس

نياز به توجه به عامل نيروي انساني و انگيزش و رهبري به جهت افزايش بهره وري

مكاتب نوين

نظريه ی سيستم

1950

بولدينگ، چرچمن، چستر و بارنارد

نياز به نگرش سيستمي و جامع و توجه به سيستم هاي اجتماعي و اقتصادي

نظريه اقتضايي

1970

فيدلر، گالبرايت، وودوارد، پرو و پارسونز

برخورد با وضعيت هاي پيچيده و نياز به اتخاذ رويكردهاي چند وجهي در مديريت

نظريه آشوب

1980

لورنز

برخورد با وضعيت هاي پيچيده  در مقياس جهاني و كشف تأثيرات سيستم ها بر يكديگر

نظريه ی تغيير و سازمان يادگيرنده

1990

سنگه، مينتزبرگ، آديزس، اوچي و گرينر

افزايش پچيدگي، آشوب و بي ثباتي در سطح محيط و سازمان ها و توسعه فناوري اطلاعات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اين جدول را از مقاله اي ارایه شده در كنفرانس مديريت- که اخیراْ برگزار شد- اقتباس كرده ام. عنوان مقاله عبارت است از: "استراتژي چابكي رقابتي، يك استراتژي مكمل"، نوشته ي آقاي آرش قشمي.

 

نوشته شده در 84/10/12ساعت 8 توسط افشین دبیری| |

چند روز پیش فرصتی دست داد تا پس از مدت ها سری به سینما بزنم. فیلم انتخابی ام "حکم" مسعود کیمیایی بود.

صرف نظر از ضعف هایی که در فیلم نامه وجود دارد در مجموع کارگردانی و بازی های خوب بویژه بازی درخشان عزت الله انتظامی آنرا به یک فیلم خوب اجتماعی تبدیل کرده است.

راستش من خیلی اهل نقل و نقد فیلم سینمایی نیستم. قصدم از طرح این موضوع فقط یک برداشت آزاد از "حکم" است که شاید با رویدادهای سازمانی پیرامون ما چندان بی ارتباط نباشد.

یکی از پیام های مهم فیلم عبارت زیر است:

 

«حکم که صادر شد، بايد اجرا بشه، اگه بترسی، تأخير کنی، يا جا بزنی، حکم خودت صادر می شه ... »

 

حتماً شما هم در «حکم» مسئولین محترم سازمان های ایرانی اعم از مدیران عامل و معاونین و مدیران شاهد بیان ایده های بسیار زیبا و ارزشمند بوده اید:

  • "امید است در تحقق اهداف سازمان و جهانی شدن موفق باشید"
  • "باشد تا در تدوین استراتژی توسعه ی منابع انسانی و جذب و نگهداری نیروی انسانی با انگیزه و متعهد کوشا باشید"
  • "سازمان ما جز با اتکاء منابع انسانی راهی به پیش نخواهد برد و جنابعالی شایسته ی راهبری منابع انسانی می باشید"
  • "از خداوند متعال توفیق شما و همکارانتان را در اعتلای منابع انسانی و هدایت اثربخش آن در راستای مأموریت سازمان خواستارم"

و ...

 

اما در عمل چه می شود؟ گذشت زمان- که گاه به یک ماه هم نمی رسد- نشان می دهد "مقام" مورد نظر نه تنها موجب پیشرفت و تعالی در قلمرو پست انتصابی نمی شود، بلکه همان پتانسیل موجود و پیشرفت بدست آمده ی قبلی را نیز بر باد می دهد.

 

بزودی معلوم می شود "ایشان" نه تنها شرایط اولیه ی احراز آن پست را نداشته اند بلکه از هرگونه تشابه برای سکانداری هرگونه "پست استراتژیک" بی بهره بوده اند!

 

جالب تر آنکه مقام مافوقی که احتمالاً دستور قلم فرسایی متن "حکم" را داده است خود بهتر از هر کسی از پوشالی بودن آن مطلع بوده است.

 

آیا نباید مقام مافوق درصورتی که صاحب حکم را فردی ناشایسته و ضعیف و ترسو تشخیص داد «حکم» خود او را صادر کند؟

 

براستی آیا در این فضای تصنعی می توان دل به توسعه و تعالی بست؟ آیا می توان امید به شکوفایی توانایی های بالقوه ی "مثبت" همچون استعداد و ایده پردازی و خلاقیت داشت؟ و یا باید در انتظار رشد توانایی های بالقوه ی "منفی" نظیر سالوس و ریا و زیرآب زنی و فریب بود؟

 

در سایه ی صدور یک حکم اشتباه، زمینه ی رشد و نمو و عرض اندام «آدم های بیمار» که بقاء خود را در گروی تخریب دیگران می پندارند بیشتر می شود. چون صاحب این حکمِ «اشتباه» عاجز از تشخیص خوب و بد است. ذهن او آماده ی تیم سازی و مرزبندی بین "خودی" و "غیر خودی" است.

 

وقتی به این واقعیت ها می اندیشم دلم می گیرد...

 

نوشته شده در 84/10/03ساعت 8 توسط افشین دبیری| |


Design By : Night Skin