مديريت منابع انساني
Afshin Dabiri's Blog About HR Profession
یکم: کدام گزینه های مدیریت منابع انسانی (اعم از سیاست های کلیدی منابع انسانی، اقدامات و سرمایه گذاری ها) در عملکرد شرکت نقشی حیاتی دارند؟ دوم: مدیران شرکت چگونه با این گزینه ها مواجه شده و راجع به آنها تصمیم می گیرند؟ به کدام فرآیندها- اعم از فرآیندهای تحلیلی و سیاسی- باید توجه شود و گزینه های استراتژیک منابع انسانی چگونه با سایر گزینه های استراتژیک شرکت پیوند می یابند؟ سوم: مدیریت منابع انسانی شرکت چگونه می تواند کارآمدتر شود؟ به این منظور جهت بهبود عملکرد شرکت در صنعت مربوطه و حتی بدست آوردن مزیت رقابتی پایدار چه کارهایی در مدیریت منابع انسانی می توان انجام داد؟ هفته ی بدی را پشت سر گذاشتیم. آلودگی هوای تهران، سقوط هواپیما و درگذشت منوچهر نوذری سخت مرا تحت تأثیر قرار داد. «منوچهر نوذری» برای من یک خاطره بود. خاطره ی ایام نوجوانی و جوانی. «راه شب» او که پنج شنبه شب ها به طور زنده اجرا می شد بسیار شنیدنی و جذاب بود. در همان راه شب چه بسیار کارهای خیری که نکرد. به داد افراد نیازمند رسید و به خوبی «رابط» خیر بود. یاد «صبح جمعه با شما» به خیر! اواخر دهه ی شصت که دور جدید آن پخش می شد اغلب برنامه هایش را ضبط می کردم و از شنیدن مکرر آن خسته نمی شدم. از «مسابقه ی هفته» چقدر آموختم و چقدر لذت بردم. دو سال پیش که برای شرکت در «مسابقه ی ستاره ها» با همسرم رفته بودیم برنامه ی ایشان داشت ضبط می شد. برنامه که تمام شد همه از ته دل تشویقش کردند. فرصتی هم دست داد که خوش و بشی با ایشان داشته باشم... کاش یکی بود یکی نبود آخر قصه ها نبود... نمی دانم آیا «سازمان» صدا و سیما قدر این «سرمایه های انسانی» را می داند یا نه؟! از شما چه پنهان این سه حادثه رغبتی برای نوشتن در من نگذاشته است. تا دوشنبه ی آینده برایتان آرزوی سلامتی و امنیت می کنم. قبلاً هم اشاره کرده بودم برگزاری پیش کنفرانس ها و کنفرانس اصلی توسعه ی منابع انسانی، یکی از مهمترین رخدادها در عرصه ی دانش مدیریت منابع انسانی و توسعه ی آن در سازمان ها و بنگاه های اقتصادی است. این کنفرانس ها از دو سه سال پیش به همت سازمان گسترش طراحی و اجرا شده و شواهد و قراین نشان از برگزاری سومین کنفرانس اصلی در سال آینده دارد. شکی نیست این کنفرانس حرکت بسیار ارزنده ای در حرفه ای کردن مدیریت منابع انسانی در کشور است. با قدردانی از این زحمات ارزنده، آرزوی پیشرفت و ارتقای سطح پیش کنفرانس ها و کنفرانس ها را دارم. در کنار این واقعیت ها، امروز می خواهم به چند مورد از مشکلاتی که به نظرم در این شش پیش کنفرانس و دو کنفرانس اصلی وجود داشته است اشاره کنم. البته خیلی خودمانی! یکم: نحوه ی انتخاب اعضای پانل دلایل انتخاب برخی اعضای پانل- به عنوان جایگاه علمی مهمی که سخنرانی ها را راهبری می کند- چندان شفاف نیست. مثلاً به خاطر ندارم در شش پیش کنفرانس و دو کنفرانس اصلی برگزار شده، محض رضای خدا برای یک بار هم که شده اعضای پانل از سخنرانی انتقاد کنند. همه اش تعریف و تمجید بوده و به نوعی ملاحظه کاری و رعایت احوال سخنران. به واقع تذکر برخی ایرادات آموزنده خواهد بود. شاید یکی از علل این باشد که گاهی اوقات اعضای پانل براساس مصلحت انتخاب می شوند و نه تخصص و دانش. مثلاً فردی معاونی در فلان شرکت معظم است و به دلیل حمایت مالی از کنفرانس، به این طریق از او تشکر می شود. نفس تشکر از حامیان مالی بد نیست ولی نه به قیمت ضایع کردن جایگاه پانل. دوم: از صفر شروع کردن های ممتد یکی دیگر از مشکلات مهم این است که در هر بار سخنرانی و ارایه ی مقاله، همواره از نقطه ی صفر شروع می کنیم. فرض کنید قرار است به بیان الگویی در نیازسنجی آموزشی پرداخته شود. اگر این موضوع توسط چند سخنران مختلف در هر پیش کنفرانس بیان شود، هربار حداقل یک ربع ساعت به ذکر مبانی نظری آموزش، فرآیند آموزش و نیازسنجی آموزشی اختصاص می یابد. ایراد این کار کسالت آور شدن سخنرانی ها و قربانی شدن اصل مطلب است. به نظر من باید فرض بر این باشد که کسانی که در این گونه مجامع شرکت می کنند از حداقل پایه ی مورد نیاز در موضوعات مدیریت منابع انسانی برخوردارند و می توان اصل مطلب را مطرح کرد. سوم: بی توجهی به مدیریت زمان متأسفانه در کشور ما توجه شایسته ای به ارزش زمان نمی شود. مثال ها را شما بهتر از من سراغ دارید. نکته ی قابل توجه در پیش کنفرانس های توسعه ی منابع انسانی بی توجهی غیر متعارف برخی سخنرانان به تذکر مدیر جلسه درباره ی محدودیت وقت است. در همین پیش کنفرانس مشهد که دو هفته پیش برگزار شد – و البته از این پس عنوان "همایش عرصه ی یادگیری به آن داده شده است- چند نفر از سخنرانان پس از دریافت تذکر محدودیت زمان، با صراحت هرچه تمام اعلام کردند که ما کار خود را می کنیم و کمبود وقت مشکل ما نیست! فکرش را بکنید. واقعاً شما اسم این دوستان فرهیخته را که متفکرین این مملکت هستند چه می گذارید؟ چهارم: بازهم درد عدم شایسته سالاری! در برگزاری میزگردهای تخصصی که از ابتکارهای خوب پیش کنفرانس ها بوده است، به دلیل مشکل آشنای فقدان شایسته سالاری در سازمان ها، شاهد اتفاقات مصیبت باری هستیم. فرض کنید قرار است در یک میزگرد راجع به مشکلات «اجرای استراتژی منابع انسانی» در سازمان ها – که موضوعی کاملاً تخصصی است- صحبت شود. آنگاه چند نفر که عنوان های مهم و پست های رنگارنگ را یدک می کشند جهت شرکت در بحث دعوت می شوند. به محض اینکه از تعارفات معمول عبور می کنیم اتفاق بدی می افتد. درست حدس زده اید! اغلب اعضای جلسه حرفی برای گفتن ندارند و لذا وارد جاده ی خاکی شده و ...! در این میان خدا می داند مدیر میزگرد و حضار چه حالی دارند! پنجم: اعتباربخشی از آن طرف! من نمی دانم چه اصراری است که برخی مقامات "باید" در کنفرانس توسعه ی منابع انسانی سخنرانی نمایند. اغلب، متن سخنرانی آنها رساله ی دکتری یکی از دانشجویان خوش شانس (!) است که سخنران حداکثر با صرف دو سه ساعت با «کلیات» آن آشنا شده است! شاید هدف از دعوت چنین افرادی اعتبار بخشیدن به کنفرانس باشد، ولی به نظر من این، یعنی سلب اعتبار و کاستن وزن و اعتبار علمی کنفرانس. آرزو که بر جوانان عیب نیست. کاش روزی به درجه ای از بلوغ برسیم که نیازی به توسل جستن به حضور مقامات در کنفرانس های علمی، به هر دلیل، نداشته باشیم. آنها کارشان جای دیگری است... راستی یک نکته! سایت کنفرانس نیز مدتی است که غیر فعال شده است. منبع: کتاب پرورش راهبردی منابع انسانی
| Design By : Night Skin |


